تاریخ : دوشنبه 1 اردیبهشت 1393 | ساعت 12 و 01 دقیقه و 37 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی

چند رباعی از سعدی



آن یار که عهد دوستاری بشکست

می‌رفت و منش گرفته دامان در دست

می‌گفت دگرباره به خوابم بینی

پنداشت که بعد از آن مرا خوابی هست

 .......

وه وه که قیامتست این قامت راست

با سرو نباشد این لطافت که تراست

شاید که تو دیگر به زیارت نروی

تا مرده نگوید که قیامت برخاست

.......

 

آن سست وفا که یار دل سخت منست

شمع دگران و آتش رخت منست

ای با همه کس به صلح و با ما به خلاف

جرم از تو نباشد گنه از بخت منست

 

...

 

آهو بره را که شیر در پی باشد

بیچاره چه اعتماد بر وی باشد؟

این ملح در آب چند بتواند بود

وین برف در آفتاب تا کی باشد؟

 

......

 

مردان نه بهشت و رنگ و بو می‌خواهند

یا موی خوش و روی نکو می‌خواهند

یاری دارند مثل و مانندش نیست

در دنیی و آخرت هم او می‌خواهند

 

 

 

 




طبقه بندی: شاعران ایران، 
برچسب ها: روز سعدی، رباعی سعدی، رباعی،  

تاریخ : یکشنبه 31 فروردین 1393 | ساعت 14 و 15 دقیقه و 29 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی




باز شب آمد و شد اول بیداریها

من و سودای دل و فکر گرفتاریها

شب خیالات و همه روز، تکاپوی حیات

خسته شد جان و تنم زین همه تکراریها

در میان دو عدم، این دو قدم راه چه بود؟

که کشیدیم درین مرحله بس خواریها

دلخوشی‌ها چو سرابم سوی خود بُرد، ولیک

حیف از آن کوشش و طی کردن دشواریها

نوجوانی بهوس رفت و از آن بر جا ماند

تنگی سینه و کم خوابی و بیماریها

سرگذشتی گُنه آلود و، حیاتی مغشوش

خاطراتی سیه از ضبط خطا کاریها

کور سوئی نزد آخر به حیات ابدی

شمع جانم، که فدا شد به وفاداریها



 



برچسب ها: باستانی پاریزی، مورخ، ادیب،  

تاریخ : یکشنبه 31 فروردین 1393 | ساعت 13 و 54 دقیقه و 52 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی


قانون گاهی خوب است

مثلاً دزد دزدی کند

و قاتل فقط بُکشد

این که دزد دزدی کند

و قاتل هم باشد

مصداق بی قانونیست!




طبقه بندی: شاعران رودان،  شعر رودان،  شاعران ایران،  شاعران هرمزگان، 
برچسب ها: شعر کوتاه، جلال صفائی پور، شاعران هرمزگان، رودان،  

تاریخ : جمعه 29 فروردین 1393 | ساعت 17 و 58 دقیقه و 48 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی

 

شتک زده‌است به خورشید، خون‌ِ بسیاران‌

بر آسمان که شنیده‌است از زمین باران‌؟

هرآنچه هست‌، به جز کُند و بند، خواهدسوخت‌

ز آتشی که گرفته‌است در گرفتاران‌

ز شعر و زمزمه‌، شوری چنان نمی‌شنوند

که رطل‌های گران‌تر کشند میخواران‌

دریده‌شد گلوی نی‌زنان عشق‌نواز

به نیزه‌ها که بریدندشان ز نیزاران‌

زُباله‌های بلا می‌برند جوی به جوی‌

مگو که آینة جاری‌اند جوباران‌

نسیم نیست‌، نه‌! بیم است‌، بیم‌ِ دار شدن‌

که لرزه می‌فکند بر تن سپیداران‌

سراب امن و امان است این‌، نه امن و امان‌

که ره زده‌است فریبش به باورِ یاران‌

کجا به سنگرس دیو و سنگبارانش‌

در آبگینه حصاری شوند هشیاران‌؟

چو چاه‌ِ ریخته آوار می‌شوم بر خویش‌

که شب رسیده و ویران‌ترند بیماران‌

زبان به رقص درآورده چندش‌آور و سرخ‌

پُر است چنبرِ کابوس‌هایم از ماران‌

برای من سخن از «من‌» مگو به دلجویی‌

مگیر آینه در پیش خویش بیزاران‌

 اگرچه عشق‌ِ تو باری است بردنی‌، امّا

به غبطه می‌نگرم در صف سبکباران‌

 




طبقه بندی: شاعران ایران، 
برچسب ها: حسین منزوی، غزل معاصر،  

تاریخ : شنبه 23 فروردین 1393 | ساعت 23 و 55 دقیقه و 12 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی

زاهد بودم ،ترانه گویم کردی

سر فتنهی بزم و باده‌جویم کردی

سجاده‌نشین با وقارم دیدی

بازیچهی کودکان کویم کردی

مولانا- دیوان شمس

 


برچسب ها: رباعی، مولوی،  

تاریخ : پنجشنبه 21 فروردین 1393 | ساعت 11 و 42 دقیقه و 26 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی

پرنده ها تمام گندمزار را

 خوردند

نانواها کبابی باز کردند !


جلال صفائی پور





طبقه بندی: شاعران رودان،  شعر رودان،  شاعران ایران،  شاعران هرمزگان، 
برچسب ها: شعر کوتاه، کاریکلماتور،  

تاریخ : پنجشنبه 21 فروردین 1393 | ساعت 11 و 36 دقیقه و 19 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی


 

اِ وکتِ تیُتوک ای باغ روتِ

اِ کودونِ دلومو داغ روتِ

به مَهیاوِه اَگُفتی نونِ مُشتِه

که سرخی ای دل سوراغ روتِ

 

یوسف قاسمی

 




طبقه بندی: شاعران رودان،  شعر رودان،  شاعران ایران،  شاعران هرمزگان، 
برچسب ها: شعر رودانی، بومی، درنگا، فولکلور، رباعی،  

تاریخ : پنجشنبه 21 فروردین 1393 | ساعت 11 و 22 دقیقه و 01 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی

دل را که ریلکس می فرستم آقا

با نامه و فکس می فرستم آقا

گفتند که این جمعه گزینش داری

6 قطعه ی عکس می فرستم آقا

 

صفدر صالحی






طبقه بندی: شاعران رودان،  شعر رودان،  شاعران ایران،  شاعران هرمزگان، 
برچسب ها: انتظار، شعر، رباعی، رودان،  

تاریخ : جمعه 23 اسفند 1392 | ساعت 00 و 14 دقیقه و 19 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی



گر نبود خنگ مطلی لگام
زد بتوان بر قدم خویش گام
ور نبود مشربه از زر ناب
با دو کف دست، توان خورد آب
ور نبود بر سر خوان، آن و این
هم بتوان ساخت به نان جوین
ور نبود جامه ی اطلس تو را
دلق کهن، ساتر تن بس تو را
شانه ی عاج ار نبود بهر ریش
شانه توان کرد به انگشت خویش
جمله که بینی، همه دارد عوض
در عوضش، گشته میسر غرض
آنچه ندارد عوض، ای هوشیار
عمر عزیزیست، غنیمت شمار

 




طبقه بندی: شاعران ایران، 
برچسب ها: غزل قدیم، حکمت، قتاعت،  

تاریخ : چهارشنبه 21 اسفند 1392 | ساعت 23 و 29 دقیقه و 47 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی





نقدی بر کتاب شعر جلال صفایی پور؛ "خودم نقطه ی اسمم را پاک می کنم"

(نقد ندید!!!)

 

هر نقد و نظری باید براساس لمس و درک موضوع باشد و تا سوژه ای (چه انسان باشد چه شهر، کتاب و یا هر چیز دیگری) از نزدیک دیده نشود یا تحقیقات کافی در مورد آن صورت نگیرد، نمی توان آن را به بوته ی نقد گذاشت. ماجرای نوشته ی من و کتاب جلال صفایی پور اما از جنس ندیدن است! و بر اساس شنیده ها و حدس و گمان! اما به هر حال این هم شیوه ای جدید می شود در نوشتن نقد!

دوری من از رودان باعث شد هم دیر خبردار شوم و هم خود جلال و کتابش را نبینم. یکی از شبهایی که رودان بودم، پارچه نوشته ای نظرم را جلب کرد که اسم جلال صفایی پور رویش حک شده و انگار خبر از انتشار "اولین مجموعه شعر کوتاه هرمزگان" یعنی"خودم نقطه ی اسمم را پاک می کنم" می داد. همان موقع با جلال تلفنی صحبت کردم با موضوع تبریک و گذاشتن قراری بدون زمان و مکان دقیق! چون جلال اهواز بود و من هم باید یکی دو روز بعد برمیگشتم. روزهای بعد حضوری و تلفنی با برخی دوستان راجع به کتاب صحبتهایی کردیم که مجموع این نوشته حاصل آن گفت و گوها و تحلیل خودم با شناخت قبلی از جلال و شعرش است.

جدا از محتوای هر کتابی، همین که شخصی چنین جرات و جسارتی داشته باشد که حاصل تراوشات ذهنی و تفکرات منطقی خود را در قالب کتاب به جامعه ارائه و در معرض دید و نقد همگان قرار دهد، جای تقدیر دارد. در این سالها در رودان شاهد حضور و فعالیت شاعرانی در سنین مختلف بوده است که اتفاقا توان تولید شعر و متن داشته اند اما یا به این خودباوری نرسیدند و یا زیاد متواضع بودند که هیچ وقت سراغ انتشار متن ادبی یا شعر خود حتی در یک روزنامه هم نرفتند چه رسد به انتشار کتاب! پس از این زاویه جلال صفایی پور کار خیلی خوبی هم انجام داده و باید این حرکت را تحسین کرد.

بعضی وقتها خوانده شدن یک کتاب بستگی دارد به ناشر آن و هر چه موضوع تخصصی تر باشد اهمیت بیشتری هم پیدا می کند. از این لحاظ "خودم نقطه ی اسمم را پاک می کنم" در وضعیت مطلوبی است و فصل پنجم که از انتشارات تخصصی حوزه ی شعر در سطح کشور است، کمک زیادی به دیده و خوانده شدن کتاب صفایی پور خواهد کرد.

بسیاری از نویسندگان و شاعران به دنبال مقدمه نویس مشهور و معتبری هستند برای کتابشان؛ ان هم با کلی منت و خواهش! معمولا مقدمه نوشتن برای کتاب با مولف مشهور کار سختی نیست و اتفاقا مورد علاقه است اما نوشتن مقدمه برای کتابی با نویسنده یا شاعر گمنام که اتفاقا کار اولش هم باشد ریسک است و اگر استقبال نشود احتمالا باعث ملامت مقدمه نویس هم خواهد شد. پس باید محتوای کتاب ارزش این ریسک را داشته باشد. اتفاقا از این مزیت نیز کتاب صفایی پور کم ندارد و حمیدرضا شکارسری که برای اهالی شعر کاملا آشناست برایش مقدمه نوشته است.

نام کتاب هم از نظر من بسیار جلب توجه می کند؛ همین یک جمله ی "خودم نقطه ی اسمم را پاک می کنم" را به چند شکل می توان دید: اول اینکه یکی از اشعار کتاب باشد که سوژه و حرکت جالبی را در ذهن می آورد. دومین مورد این است که یاد شعر زیبای فاضل نظری (یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست/ از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند) افتادم که گویا جلال میخواهد "رحیم" شود و بعد از انتشار کتاب از حوزه ی شعر و ادب "رجیم" نشود. سوم و مهمتر پاک کردن نقطه ی اسم جلال است که "جلال" را "حلال" می کند و از دید من صفایی پور خواسته این گونه القا کند یا نشان دهد که آماده ی فدا شدن و فنا شدن در راه کشور، ادبیات، احساس و در یک کلام آماده ی فدا شدن در راه عشق است.

نکته ی جالب اینکه برخی دوستان که آنچنان از کتاب راضی نبودند، نام آن را بسیار جالب می دانستند.

از طرف دیگر، خود جلال صفایی پور و حسن شهرت در شهرستان و استان و این تازگی ها در کشور به واسطه ی فعالیت و حضور خوب در فضای مجازی عامل مهمی در تبلیغات مثبت و انتشار بیشتر آن در جای جای کشور است.

با همه ی این حرفها به اعتقاد من ای کاش گوشه ای از مقدمه که اولین کار صفایی پور هم بود، به معرفی شاعر و شهرش اختصاص پیدا می کرد. البته احتمالا جلال پاسخ دهد اینجا (کتاب) محل معرفی شعر است و آنها که می خواهند بیشتر او را بشناسند، سری به دنیای مجازی و سایتها و وبلاگهای شعر بزنند.

این چند مدت از جلال صفایی پور و دوستان اهل شعر و نزدیک به جلال و مخاطبین عام که کتاب را خوانده بودند خواستم بهترین شعر کتاب را انتخاب کنند و برایم بفرستند که نتایج جالبی داشت.

خود شاعر این دو شعر را فرستاد: 
- چه سخت است/ زغال شدن برای کباب پرنده ای که روزی/ شاخه اش بودی! 
- زیر دوش تو!/ زیر باران من/ این بود/ فاصله طبقاتی ما!

احسان نصرتی: 
- با گلوله/ کمپوت گیلاس را باز می کنم/ شاید یک نفر کمتر کشته شود
- قلب تو را/ به هر درختی پیوند میزنم/ انار می دهد...

یوسف قاسمی: 
- خنجری در پشت/ خنجری در سینه/ خنجری در پهلو/ این گونه برای پرندگان شاخه ساختی... 
- زنگ کدام خانه را/ زده ایم؟/ که هنوز میدویم؟

یک مخاطب: 
- قلب تو را/ به هر درختی پیوند میزنم/ انار می دهد... 
- خون جگر/ پدر من بود/ که یک عمر/ پای تنور نانوایی ایستاد/ و ما همه می نوشتیم/ بابا آب داد

 

منتظر نظر و نقد شما درباره این مطلب هستم


نویسنده:عبدالله قدسی

منبع:وبلاگ 

شهر من رودان،استان من هرمزگان






طبقه بندی: شاعران رودان،  شعر رودان،  شاعران ایران،  شاعران هرمزگان، 
برچسب ها: شعر کوتاه، نقد، خودم نقطه اسمم را پاک می کنم، جلال صفائی،  

تاریخ : یکشنبه 18 اسفند 1392 | ساعت 17 و 48 دقیقه و 14 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی




 

حکیمی را پرسیدند چندین درخت نامور که خدای عزوجل آفریده است و برومند هیچ یک را آزاد نخوانده‌اند

مگر سرو را که ثمره‌ای ندارد. درین چه حکمت است؟ گفت هر درختی را ثمره معین است که به وقتی معلوم به وجود آن تازه آید و گاهی به عدم آن پژمرده شود و سرو را هیچ از این نیست و همه وقتی خوشست و این است صفت آزادگان.

 

به آنچه مى گذرد دل منه که دجله بسى

پس از خلیفه بخواهد گذشت در بغداد

گرت ز دست بر آید چو نخل باش کریم

ورت ز دست نیاید چو سرو باش آزاد

 

 

معلم کُتّابی دیدم در دیار مغرب ترشروی تلخ گفتار بدخوی مردم آزار گدا طبع ناپرهیزگار که عیش مسلمانان به دیدن او تبه گشتی و خواندن قرآنش دل مردم سیه کردی. جمعی پسران پاکیزه و دختران دوشیزه به دست جفای او گرفتار نه زهره خنده و نه یارای گفتار گه عارض سیمین یکی را طپنچه زدی و گه ساق بلورین دیگری شکنجه کردی. القصه شنیدم که طرفی از خباثت نفس او معلوم کردند و بزدند و براندند و مکتب او را به مصلحی دادند پارسای سلیم نیک مرد حلیم که سخن جز به حکم ضرورت نگفتی و موجب آزار کس بر زبانش نرفتی.

کودکان را هیبت استاد نخستین از سر برفت و معلم دومین را اخلاق ملکی دیدند و یک یک دیو شدند به اعتماد حلم او ترک علم دادند اغلب اوقات به بازیچه فراهم نشستندی و لوح درست ناکرده در سر هم شکستندی

 

استاد معلم چو بود بى آزار

خرسک بازند کودکان در بازار

 

بعد از دو هفته بر آن مسجد گذر کردم، معلم اولین را دیدم که دل خوش کرده بودند و به جای خویش آورده. انصاف برنجیدم و لاحول گفتم که ابلیس را معلم ملائکه دیگر چرا کردند. پیرمردی ظریف جهاندیده گفت:

 

پادشاهی پسر به مکتب داد

لوح سیمینش بر کنار نهاد

بر سر لوح او نبشته به زر

جور استاد به ز مهر پدر

 

یکی در مسجد سنجار به تطوّع بانگ گفتی به ادایی که مستمعان را از او نفرت بودی و صاحب مسجد

امیری بود عادل نیک سیرت، نمی‌خواستش که دل آزرده گردد. گفت ای جوانمرد این مسجد را مؤذنانند قدیم هر یکی را پنج دینار مرتب داشته‌ام ترا ده دینار می‌دهم تا جایی دیگر روی

برین قول اتفاق کردند و برفت، پس از مدتی در گذری پیش امیر باز آمد گفت ای خداوند بر من حیف کردی که به ده دینار از آن بقعه بدر کردی که اینجا که رفته‌ام، بیست دینارم همی‌دهند تا جای دیگر روم و قبول نمی‌کنم. امیر از خنده بیخود گشت و گفت زنهار تا نستانی که به پنجاه راضی گردند!

 

 




طبقه بندی: شاعران ایران، 
برچسب ها: حکایت سعدی، گلستان، آموزنده،  

تاریخ : یکشنبه 18 اسفند 1392 | ساعت 17 و 35 دقیقه و 17 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی

 

وقتی دل سودایی می‌رفت به بستان‌ها

بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحان‌ها

گه نعره زدی بلبل گه جامه دریدی گل

تا یاد تو افتادم از یاد برفت آن‌ها

ای مهر تو در دل‌ها وی مهر تو بر لب‌ها

وی شور تو در سرها وی سر تو در جان‌ها

تا عهد تو دربستم عهد همه بشکستم

بعد از تو روا باشد نقض همه پیمان‌ها

تا خار غم عشقت آویخته در دامن

کوته نظری باشد رفتن به گلستان‌ها

آن را که چنین دردی از پای دراندازد

باید که فروشوید دست از همه درمان‌ها

گر در طلبت رنجی ما را برسد شاید

چون عشق حرم باشد سهلست بیابان‌ها

هر تیر که در کیشست گر بر دل ریش آید

ما نیز یکی باشیم از جمله قربان‌ها

هر کو نظری دارد با یار کمان ابرو

باید که سپر باشد پیش همه پیکان‌ها

گویند مگو سعدی چندین سخن از عشقش

می‌گویم و بعد از من گویند به دوران‌ها

 




طبقه بندی: شاعران ایران، 
برچسب ها: غزل قدیم، عاشقانه، سعدی، شیخ اجل،  

تعداد کل صفحات : 17 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  

  • کد موزیک
  • مهم نیوز
  • کارت شارژ همراه اول