تاریخ : چهارشنبه 19 شهریور 1393 | ساعت 19 و 49 دقیقه و 24 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی


مادر بزرگم را

از رودخانه نجات داد

گوسفندهایش را فروخت

و با او ازدواج کرد

پدرم که به دنیا آمد

معلم تاریخ بود

با ارثیه ای که به او رسید

به دیدن اهرام ثلاثه رفتیم

و برای روستا پل ساختیم

پدر بزرگ من فقط عصا نداشت !

                                                        جلال صفائی پور









طبقه بندی: شاعران رودان،  شاعران ایران،  شاعران هرمزگان، 
برچسب ها: جلال صفائی، شاعر رودان، شاعران هرمزگان،  

تاریخ : چهارشنبه 19 شهریور 1393 | ساعت 19 و 47 دقیقه و 30 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی

کنار جاده می نشینم

راننده لاستیک ماشین را عوض می کند

جایی را که از آن آمده ام دوست ندارم

جایی را که راهی اش هستم دوست ندارم

چرا چنین بی صبرانه

چشم دوخته ام به تعویض لاستیک؟!

                                                          برتولت برشت





طبقه بندی: شاعران جهان، 
برچسب ها: برتولت برشت،  

تاریخ : جمعه 30 خرداد 1393 | ساعت 19 و 08 دقیقه و 00 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی

 

در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد!

کس جای درین خانه ویرانه ندارد!

دل را بکف هر که دهم باز پس آرد

کس تاب نگهداری دیوانه ندارد

در بزم جهان جز دل حسرتکش ما نیست

آن شمع که میسوزد و پروانه ندارد

گفتم مه من ازچه تو در دام نیفتی

گفتا:چه کنم دام شما دانه ندارد

در انجمن عقل فروشان ننهم پای

دیوانه سر صحبت فرزانه ندارد

تا چند کنی قصه ز اسکندر و دارا

ده روزه عمر این همه افسانه ندارد


پژمان بختیاری

 





طبقه بندی: شاعران ایران، 
برچسب ها: تصنیف، پژمان بختیاری،  

تاریخ : چهارشنبه 21 خرداد 1393 | ساعت 23 و 22 دقیقه و 27 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی

 

دلیل محکم دلشوره هایی

تو تنها مرد این اسطوره هایی

روایت ها فراوان آمدند که

تو تفسیر تمام سوره هایی

 

صفدر صالحی

 

از خال لبش همیشه دائم بنویس

از قامت او تو با علائم بنویس

بر عشق فقط شماره ی (1) بگذار

در پاورقی امام قائم بنویس

 

حجت وطن دوست

 

همه بدبختی ای دوری کِگارِ

اِ کم لطفیِ کُنگویِ نگارِ

یکین تا وکتِ آ روز پشت ابرِ

همه دنیا پُر ای گرد و غبار

یوسف قاسمی

 

 

 

 

 

 




طبقه بندی: شاعران رودان،  شعر رودان،  شاعران ایران،  شاعران هرمزگان، 
برچسب ها: رباعی انتظار، یوسف قاسمی، صفدر صالحی، حجت وطن دوست، شاعران رودان، شعر رودان، رباعی رودان،  

تاریخ : چهارشنبه 21 خرداد 1393 | ساعت 15 و 27 دقیقه و 12 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی

بود آن وقتی که دشنام تو خاطر خواه بود

بنده بودیم و زبان ماجرا کوتاه بود

حق یاریهای سابق گر نبستی راه نطق

درجواب این که گفتی نکته‌ای در راه بود

پیش ازینم جان فزودی لذت دشنام او

اله اله از چه امروز اینچنین جانکاه بود

گو مده فرمان که دیگر نیست دل فرمان پذیر

حکم او می‌رفت چندانی که اینجا شاه بود

سالها هم بگذرد وحشی که سویش نگذرم

تا نپنداری که خشم ما همین یک ماه بود


برچسب ها: غزل، وحشی بافقی،  

تاریخ : شنبه 17 خرداد 1393 | ساعت 01 و 41 دقیقه و 21 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی


 

[32]- بلوك رودان‏[1] و احمدى‏

از گرمسیرات فارس است، در اصل دو بلوك بود و سالهاست در تحت كلانترى و ضابطى یك نفر برقرار گشته است. میانه جنوب و مشرق شیراز افتاده است، درازى آن از قریه «احمدى» تا قریه «سندر» از 30 فرسخ بگذرد و پهناى آن از فرسخى بیش نباشد، محدود است از جانب مشرق به بلوك بشاكرد و از شمال به نواحى جیرفت كرمان و از جانب مغرب به نواحى سبعه واز سمت جنوب به نواحى بندر عباس، هواى تابستانش گرم است، نخل و نارنج و نارنگى را بسیار نیك پروراند، محصولش، گندم و جو و قلیلى برنج است. در نواحى رودان «نیل» را از گیاه وسمه به عمل آورند و از «نیل» هندى كم بهاتر است. آبش، از رودخانه، بیشتر این نواحى كوهستان است و دو جلگاه مختصرى دارد، انواع شكارها در این دو بلوك خصوصا دراج فراوان است و قصبه آن را «ده بارز» گویند[2] و عموم خانه‏هاى این دو بلوك از چوب و شاخه و برگ نخل است و كلانتر آن تا 25 سال پیش از این، رئیس غلام رضا و پیش از او عبد اللّه خان و پیش از او ابراهیم خان پدر عبد اللّه خان احمدى بود و این بلوك مشتمل است بر 21 ده آباد:

احمدى: 19 فرسخ میانه شمال و مغرب «ده بارز» است.

باغ نرگس: 10 فرسخ میانه شمال و مغرب «ده بارز» است.

بیكا[3]: 2 فرسخ جنوبى «ده بارز» است.

تنگ گوران: هفده‏[4] فرسخ میانه شمال و مغرب «ده بارز» است.

چغدر[5]: 19 فرسخ میانه شمال و مغرب «ده بارز» است.

چغین: 8 فرسخ میانه جنوب و مشرق «ده بارز» است.

خراجى: 2 فرسخ بیشتر مشرق «ده بارز» است.

ده بارز: همان قصبه رودان و احمدى است.

رودخانه دزدان: 9 فرسخ میانه شمال و مغرب «ده بارز» است‏[6].

زمینان: 9 فرسخ شمالى «ده بارز» است.

سرنى: 8 فرسخ میانه جنوب و مشرق «ده بارز» است.

سندر: 10 فرسخ جنوبى «ده بارز» است.

فاریاب: 2 فرسخ میانه جنوب و مغرب «ده بارز» است.

قلعه كمیز: 2 فرسخ مشرقى «ده بارز» است.

گذار انجیر: 6 فرسخ میانه جنوب و مشرق «ده بارز» است.

گشو[7]: فرسخى میانه جنوب و مشرق «ده بارز» است.

كندر: 7 فرسخ شمال «ده بارز» است.

كوچندر: 5 فرسخ میانه شمال و مشرق «ده بارز» است.

كهن بالا: 2 فرسخ میانه شمال و مشرق «ده بارز» است.

مزآباد[8]: نیم فرسخ شمال «ده بارز» است.

یرنتى‏[9]: 4 فرسخ جنوبى «ده بارز» است.

 

منبع : فارسنامه ناصرى ؛ ج‏2 ؛ ص1348تا 1350

 

 

 



[1] ( 4).( و این رودان از اعمال پارس است اما چون با كالیجار كناره شد عامل آنجا یكى بود وزیر ابو العلاء نام و با هزار اسب یكى شد و ارجان بدو داد و چون هزار اسپ خوزستان ضمان مى‏كرد به ابتداء این دولت قاهره در جمله آن اعمال گرفت.) فارسنامه ابن بلخى، ص 121،( راه رودان از شیراز تا رودان هفتاد و پنج فرسنگ.( فارسنامه ابن بلخى، ص 161).

[2] ( 1). جزو بلوك بندر عباس. ر ك: كتاب جغرافیا و اسامى دهات كشور، ج 2، ص 411.

[3] ( 2).( بیكاه)، ر ك: كتاب جغرافیا و اسامى دهات كشور، ج 2، ص 411.

[4] ( 3). در متن:( هفتده).

[5] ( 4).( جغدر)، كتاب جغرافیا و اسامى دهات كشور، ج 2، ص 411.

[6] ( 5). چهار نام آخر در متن دو بار تكرار شده است.

[7] ( 6).( گشوئیه)، كتاب جغرافیا و اسامى دهات كشور، ج 2، ص 411.

[8] ( 7).( معز آباد)، كتاب جغرافیا و اسامى دهات كشور، ج 2، ص 411.

[9] ( 8).( برنطین)، كتاب جغرافیا و اسامى دهات كشور، ج 2، ص 411.



برچسب ها: تاریخ رودان، جغرافیای تاریخی، ده بارز، سنگ نوشته های باد افشان، منابع دوره قاجاریه، فارسنامه ناصری،  

تاریخ : چهارشنبه 14 خرداد 1393 | ساعت 22 و 30 دقیقه و 43 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی


 

در  رودان تقریبا هشت چشمه نفت آشکارا و به اسامی ذیل معروف می باشد:

. ۱- گُرُم ۲- شیروئی ۳- سودن کوه ۴- پر کوه ۵- نوتی . لیکن نوتی در دره ای واقع شده از طرف مشرق، از آنجا خاک رودبار شروع می شود. قدمگاهی است آنجا معروف به امام جعفر، تقریبا سیصد اصل نخل آنجا می باشند که در ملکیت حاج جعفر جد میر غلامعلی خان ضابط حالیه رودان بوده و وقف قدمگاه مزبور کرده،تقریبا بیست خانوار سکنه آنجا شوند و معروف باشند به درویش،عایدات نخلستان و نفت مزبور تعلق به آنها دارد و در آن دو چشمه است ده ذرع شاه فاصله بین آن هاست.

یک چشمه آب خالص و یک چشمه آب آن مخلوط به نفت است،حوضچه کوچکی جلو آن ساخته و دریک شبانه روز سه چهار مرتبه پر از آب می شود،نفت آنرا تجزیه کرده و آب آن به نخلستان دهند، هر روز تقریبا چهار پنچ شیشه نفت عاید نمایند،شتران گر شده و اشخاص سپرزدار با نفت مزبور معالجه نمایند.

از عباسی تا میناب شانزده فرسنگ است. امتداد آن از مغرب بمشرق است، و از میناب به شهر رودان هشت فرسنگ و امتداد آن از جنوب به شمال است. از شهر رودان دو فرسنگ رفته به قریه کهنو بالا رسیده و از آنجا یک فرسنگ رو به مشرق رفته به نوتی رسند.

گُرُم کوهی است مشرق شمال شهر رودان بفاصله یک فرسنگ واقع، در آنجا علاوه برچشمه نفت آب گرمی است که بوی گوگرد دهد،نفت آنجا در بعضی سنوات زیاد طغیان کند. 

منبع: (سدید السلطنه کبابی،۱۳۴۲،ص ۵۴۷)

 

 



برچسب ها: تاریخ رودان، گرم، جغرافیا، رودان در آینه تاریخ،  

تاریخ : چهارشنبه 7 خرداد 1393 | ساعت 01 و 18 دقیقه و 47 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی




دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد

تکیه بر عهد تو و باد صبا نتوان کرد

آن چه سعی است من اندر طلبت بنمایم

این قدر هست که تغییر قضا نتوان کرد

دامن دوست به صد خون دل افتاد به دست

به فسوسی که کند خصم رها نتوان کرد

عارضش را به مثل ماه فلک نتوان گفت

نسبت دوست به هر بی سر و پا نتوان کرد

سروبالای من آن گه که درآید به سماع

چه محل جامه جان را که قبا نتوان کرد

نظر پاک تواند رخ جانان دیدن

که در آیینه نظر جز به صفا نتوان کرد

مشکل عشق نه در حوصله دانش ماست

حل این نکته بدین فکر خطا نتوان کرد

غیرتم کشت که محبوب جهانی لیکن

روز و شب عربده با خلق خدا نتوان کرد

من چه گویم که تو را نازکی طبع لطیف

تا به حدیست که آهسته دعا نتوان کرد

بجز ابروی تو محراب دل حافظ نیست

طاعت غیر تو در مذهب ما نتوان کرد

                                                                    حافظ



 





طبقه بندی: شاعران ایران، 

تاریخ : پنجشنبه 1 خرداد 1393 | ساعت 14 و 46 دقیقه و 59 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی

سخن از بوسه ی  آن لعل لب نوش افتاد

به میان بار دگر خون سیاوش افتاد

گشت یک‌سان شب و روزم که ترا از رخ و زلف

صبح با شام سیه باز هم‌آغوش‌ افتاد

آنچنان در رخ نیکوی تو حیران ماندم

که مرا‌ کعبه و بتخانه فراموش افتاد

مر مرا هیچ به شیرینی دشنام تو نیست

نوش‌ جانست هر آن نیش که با نوش‌ افتاد

شاه حسنت به جفا شیوهٔ ضحاک گرفت

افعی زلف کجت تا به سر دوش افتاد

پیرهن چاک زنم دمبدم از غم چکنم

که مرا کار بدان سرو قباپوش‌ افتاد

با همه زهد که قاآنی ما می‌ورزد

عاقبت در سر خم می‌ زد و مدهوش‌ افتاد




طبقه بندی: شاعران ایران، 
برچسب ها: غزل، کلاسیک، شاعران قاجار،  

تاریخ : سه شنبه 23 اردیبهشت 1393 | ساعت 01 و 06 دقیقه و 12 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی

 

 

سرباز نداشت ما که کم آوردم

سرباز نداشت هم و غم آوردیم

ای کاش که ثبت نام می کرد آقا

ما عکس و کپی و پوشه هم آوردیم!

 

.............

در این شهر هیاهو پر ز دردم

تو کاری کن که دیگر برنگردم

بذارم من تو را در بین میدان

خودم هم با موتور دورت بگردم!



 



طبقه بندی: شعر رودان،  شاعران رودان،  شاعران ایران،  شاعران هرمزگان، 
برچسب ها: حجت وطن دوست، کتاب رباعی، شعر رودان، شاعران رودان،  

تاریخ : شنبه 20 اردیبهشت 1393 | ساعت 11 و 42 دقیقه و 53 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی




 

مجموعه رباعی و دوبیتی حجت وطن دوست شاعر رودانی منشر شد


اسم کتاب: با چشم تو آهو به خودش آمده است


عرضه در نشریات و کتاب فروشی های شهر ستان رودان 


پخش تلفنی:09367368864

 





طبقه بندی: شعر رودان،  شاعران رودان،  شاعران ایران،  شاعران هرمزگان، 
برچسب ها: حجت وطن دوست، با چشم تو آهو به خودش آمده است، رباعی، دوبیتی، شاعران رودان، کتاب شعر،  

تاریخ : پنجشنبه 18 اردیبهشت 1393 | ساعت 16 و 18 دقیقه و 31 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی





 

یکی از ویژگی ها ی کتاب( دَرِنگا) این است که شعر هم گذشته را نقد می کند و هم حال را و حتی گذشته ای را که شاعر خود در آن حضور نداشته است ولی ذهنیت تاریخی یا به صورت شفاهی پیدا کرده است یا آثارش را کم و بیش در زمان حال دیده است و برداشت هایش را گاهی به صورت نظم در آورده است یعنی بعضی رباعیات آن عنصر شعری که مد نظر خیلی از شاعران معاصر و قدیم بوده است در آن دیده نمی شود فقط وزن شعری دارند برای رساندن یک موضوع که گاهی تاریخی است و گاهی اجتماعی،شاید شاعر واقعیت جامعه را آنطور که هست بدون دخل و تصرف و تخیل خواسته بگوید همان طور که در ادبیات معاصر و قدیم ما این نوع نمایندن واقعیت با بهره گرفتن از عناصر شعری مانند وزن وقافیه وجود داشته است. مثلاً در رباعی 31 کتاب درنگا صفحه 32 شاعر با استفاده ازیک ذهنیت تاریخی گفته است:

هر جا که اِدیمو یک هلیلی

دوران کدیم دِلو اَچیلی

لُمبو و مُگو به دستِ خانو

کُرساخ که هَه که روتَ میلی

چیزی که در این رباعی جلب توجه می کند و رباعیاتی از این دست این است که شاعر از زبان یک طبقه محروم و ضعیف حرف می زند و این کافی است که مخاطب بفهمد شاعر دارای چه گرایشات فکری و ذهنی است و کتاب را با این دید مطالعه کند و شعر را تجزیه و تحلیل نماید و با واقعیت بسنجد.آیا شاعر می خواهد با این نوع رباعی ها یک ذهنیت تاریخی را عینیت ببخشد و خیلی از روایت های شفاهی را واقعیت مسلم جلوه دهد؟ و حس ترحم و دلسوزی قشر جامعه رانسبت به این طبقه بیشتر کند و با مظلوم نشان دادن یک طرف ظلم دیگری را برجسته نماید؟!ویا نه واقعیت ها را آن طور که خودش دیده یا شنیده تاکید می کنم واقعیت ها را آنطور که خود دیده بیان کن و شاعری خنثی نباشد.

مجموعه شعر درنگا هم نصیحت دارد گرچه خود شاعر می گوید من نصیحت نمی کنم وظیفه ام را انجام می دهم(نصیحت نه،اَگم ای روی وظیفه) هم اندرزهای اخلاقی و هم ترساندن عده ای ازنتیجه ی اعمالی که انجا می دهند یعنی به شدت در بعضی رباعی ها دیدگاه مذهبی و تعلیمی وجود دارد و گاهی شعر را نمادین و شعارگونه جلوه داده است و حتی معتقد است آفات و بلاهایی که عده ای گرفتار آن هستند به خاطر این است که دستورات دین را انجام نداده اند مثلاً صفحه 76رباعی 119 می گوید:

بودی تو اَخمس و ای زکات دور ای باغ

کوتی تو به چنگ بادِ لَندور ای باغ

بیماریِ جارُوَک به جوِنت کَوتِ

تسلیت اَگم که بودی مجبور ای باغ

در این رباعی با قاطعیت می گوید بیماری جاروی جادوگر که باغ های لیمو شمارا گرفته است به خاطر این است که  خمس و زکات نداده اید!و این شعر این سوال را در ذهن مخاطب ایجاد می کند که یعنی اگر خمس و زکات مال خود را پرداخته بودند جاروی جادوگر و این آفات و بلاها بوجو نمی آمد؟!شاعر که به باغ تسلیت عرض می کند و می گوید متاسفم که تو تاوان خمس و زکات ندادن دیگران را می دهی!

در بعضی رباعی های دیگر شاعر زهد و تقوا ریایی را مثل شاعران گذشته و حتی معاصر به باد انتقاد می گیرد و از آنطرف زهد و تقوا خدایی را توصیه می کند و این از ویژگی ها ادبیات تعلیمی است که شاعر از آن در بسیاری از موارد استفاده کرده است.به عنوان مثال در رباعی 93 صفحه 63 می گوید:

نَمودونست به کَمرا بودی حاجی

تو که روخونه و رودونِ پاجی

000000

000000000000

یا رباعی 73

هما دُز وی زمین و پول و پارتی

به یک ملت خَم و دولا اَکردِ.......

و در مقابل توصیه می کند:

بُزُ خط رو دُزی و رو زرنگی

به دنیا هم بُزُ یک پا پِلِنگی......

یا رباعی 58 می گوید:

خوشا آکَس که بی فرداش رستی

غرور و کبر خودخواهیش گِستی

به هرحال هر شعر و هر مجموعه شعری با تفکر و اندیشه هر شاعر شناخته می شود و شاعر دور از شعرش در اکثر مواقع نمی تواند باشد و مخاطب اندیشه ها خود را با اندیشه ها شاعر مقایسه می کند گاهی اندیشه و شعری را رد می کند از لحاظ تفکر فکری خود، گاهی می پذیرد در مجموعه شعر (دَرِنگا )هم این اندیشه و تفکر در جای جای کتاب دیده می شود گاهی عناصر شعری به کمک تفکر و اندیشه می آیند تا آن تفکر را لذت بخش تر و قابل قبول تر جلوه دهد و در پایان به گفته بسیاری از ادیبان به اندازه مخاطب می توان برداشت شعری وجود داشته باشد برداشت ها یی گاه متضاد و گاه موافق.

 

جلال صفائی پور

 

 

 





طبقه بندی: شعر رودان،  شاعران رودان،  شاعران ایران،  شاعران هرمزگان، 
برچسب ها: نقد کتاب، درنگا، یوسف قاسمی، ادبیات فولکلور، شعر رودانی، رباعی،  

تعداد کل صفحات : 18 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  

  • کد موزیک
  • مهم نیوز
  • کارت شارژ همراه اول