تاریخ : شنبه 2 اسفند 1393 | ساعت 22 و 29 دقیقه و 21 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی

 

قطار دقیقا در بهار بود

شیر سرد مادر را از یاد برده بودیم

پرتقال را سبز می چیدیم

اندوه را در مه صبح گاهی دنبال می كردیم

به اسب های مرده می رسیدیم

به قلعه های فرو ریخته

به دختری كه با دست وپای شكسته

دنبال گوشواره می گشت

دنبال پدر كه تاجش پر از گل بهار بود

به چكه های شیر آب

 بی اعتنا بودیم

سایه های ما بزرگتر می شدند

خونشان بر آسفالت می ریخت

گاهی به آینه نگاه می كردیم

به طرف شیرآب می رفتیم

چكه ها بخار شده بود

روزی كه سوار قطار شدیم

اسم پدر بر زبان وزن داشت

بابا كه مُرد

پدر گفتن را یاد گرفتیم

قطار از آخرین درخت بهار عبور كرد

قافیه را در فنجان چای ریختیم

گل ها را شناختیم

آسمان را از پشت برگ ها لیمو

تماشا كردیم

آب را در لیوان مسی نوشیدیم

انجیر های

 خشك را بدون ترس خوردیم

دندان داشتیم

اگر كسی ساعت را می پرسید

نشانی بیمارستان به او می دادیم

شیر داغ به بیمارستان بردیم

1 ساعت گذشته بود

قطار به ایستگاه نزدیك می شد

لباس  های نوزادی از دور نمایان بود

 


 





طبقه بندی: شاعران رودان،  هرمزگان شناسی،  شاعران ایران،  شاعران هرمزگان، 
برچسب ها: شعر آزاد، شعر آوانگارد، ادبیات پیشرو،  

تاریخ : شنبه 2 اسفند 1393 | ساعت 22 و 24 دقیقه و 29 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی


به مصراعی ننالیدم تب تلخ تباهی را
که یک عمر است عادت کرده ام بی سرپناهی را

منم آن ارگ ویرانی که هر شب خواب می بیند
به روی شانه هایش فوج کفترهای چاهی را

زلیخاها اگر پیراهنی پاره نمی کردند
به یوسف ها که می آموخت رسم بی گناهی را؟

سواری خسته ام از کوه پایین آمدم دختر!
ببند این زخم های کهنه ی مشروطه خواهی را

تفنگ و اسب را دادم به جای شانه ی نقره
بکش هموارتر کن پیچ و تاب این دو راهی را

چه می فهمند سربازان مست روس و عثمانی
شمیم اشک هایم روی کاغذهای کاهی را؟

سپیداری که بر آن پیکر ستارخان رقصان
چه سازد شرمساری را... چه نالد روسیاهی را

سپیده سر زده آهو به آغوشم قدم بگذار
مگیر از شیرمَردت لطف صید صبحگاهی را

رهاتر از سر زلفت بخند امشب پریشانم
برقصان توی تُنگ صورتت دو بچه ماهی را



شعر از : حامد عسکری


تاریخ : شنبه 2 اسفند 1393 | ساعت 22 و 18 دقیقه و 20 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی


لذت مرگ نگاهی ست به پایین کردن
بیـن روح و بدن ات فاصله تعیین کردن

نقشه می ریخت مرا از تو جدا سازد "شک"
نتوانست،  بنا  کـــرد  بــــه  توهیـــن کردن

زیـــر بار غم تـو داشت کسـی له می شد
عشق بین همه برخاست به تحسین کردن

آن قدر اشک به مظلومیتم ریخته ام
که نمانده است توانایی نفرین کردن

"با وفا" خواندم ات از عمد که تغییر کنی
گاه در عشق نیــاز است به تلقین کردن

"زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست"
خط مزن نقش مرا مـوقـــع تمریــن کردن!

وزش باد شدید است و نخ ام محکم نیست!
اشتباه  است  مرا  دورتر  از  ایـــن  کردن


کاظم بهنمی

برچسب ها: غزا معاصر، غرل امروز،  

تاریخ : دوشنبه 29 دی 1393 | ساعت 18 و 49 دقیقه و 30 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی

نگرد بیهده! یک سکه ی سیاه ندارم

به کاهدان زده ای ! هیچ غیر کاه ندارم


جز اینکه هیچ ثوابی تمامِ عمر نکردم،

دگر  - به صاحب قرآن قسم - گناه ندارم!


خیالِ خیر مبر، من سرم به سنگ نخورده ست،

زِ توبه خسته شدم، حالِ اشتباه ندارم!


اگر به کشتنِ من آمدی چراغ نیاور،

که سالهاست به جز سایه ام سپاه ندارم


دو دست ، دورِ چراغم گرفته ام شبِ توفان،

خوشا خودم! که سری دارم و کلاه ندارم!


نه خورده ام زِ کسی لقمه ای ، نه بُرده ام از کس،

که خُرده بُرده ای از خیلِ شیخ و شاه ندارم





طبقه بندی: شاعران ایران، 
برچسب ها: غزل معاصر، شاعران ایران،  

تاریخ : یکشنبه 16 آذر 1393 | ساعت 19 و 45 دقیقه و 18 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی
تاریخ : جمعه 9 آبان 1393 | ساعت 20 و 09 دقیقه و 58 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی

 

یا حسین...

 

روی دستش، پسرش رفت، ولی قولش نه

نیزه ها تا جگرش رفت، ولی قولش نه

 

این چه خورشیدِ غریبی ست که با حالِ نزار،

پای نعشِ قمرش رفت، ولی قولش نه!

 

باغبانی ست عجب! آن که در آن دشتِ بلا،

به خزانی ثمرش رفت ، ولی قولش نه!

 

شیر مردی که در آن واقعه هفتاد و دو بار،

دستِ غم بر کمرش رفت، ولی قولش نه

 

جان من برخیِ " آن مرد " که در شط فرات،

تیر در چشمِ ترش رفت، ولی قولش نه

 

...

هر طرف می نگری نامِ حسین است و حسین،

ای دمش گرم!! سرش رفت، ولی قولش نه!

 

 " حسین جنتی"




طبقه بندی: شاعران ایران، 
برچسب ها: محرم، غزل، شعر،  

تاریخ : جمعه 25 مهر 1393 | ساعت 20 و 40 دقیقه و 08 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی


کودک که بودم

هرشب

پشت بام می رفتم

و به آسمان

سنگ می زدم

شاید ماردم بیفتد!

 

"جلال صفایی پور"




طبقه بندی: شاعران رودان،  شعر رودان،  شاعران ایران،  شاعران هرمزگان، 
برچسب ها: هرمزگان، شعر کوتاه، جلال صفائی،  

تاریخ : چهارشنبه 9 مهر 1393 | ساعت 18 و 04 دقیقه و 38 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی

 

دو چشمان سیاهت مست مستند

با این جا آمدند و دل شکستند

خطرناکند و مغرورند و بی رحم

دو تا از رهبران داعش هستند!

 

صفدر صالحی




طبقه بندی: شاعران رودان،  شعر رودان،  شاعران ایران،  شاعران هرمزگان، 
برچسب ها: صفدر صالحی،  

تاریخ : چهارشنبه 19 شهریور 1393 | ساعت 18 و 49 دقیقه و 24 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی


مادر بزرگم را

از رودخانه نجات داد

گوسفندهایش را فروخت

و با او ازدواج کرد

پدرم که به دنیا آمد

معلم تاریخ بود

با ارثیه ای که به او رسید

به دیدن اهرام ثلاثه رفتیم

و برای روستا پل ساختیم

پدر بزرگ من فقط عصا نداشت !

                                                        جلال صفائی پور









طبقه بندی: شاعران رودان،  شاعران ایران،  شاعران هرمزگان، 
برچسب ها: جلال صفائی، شاعر رودان، شاعران هرمزگان،  

تاریخ : چهارشنبه 19 شهریور 1393 | ساعت 18 و 47 دقیقه و 30 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی

کنار جاده می نشینم

راننده لاستیک ماشین را عوض می کند

جایی را که از آن آمده ام دوست ندارم

جایی را که راهی اش هستم دوست ندارم

چرا چنین بی صبرانه

چشم دوخته ام به تعویض لاستیک؟!

                                                          برتولت برشت





طبقه بندی: شاعران جهان، 
برچسب ها: برتولت برشت،  

تاریخ : جمعه 30 خرداد 1393 | ساعت 18 و 08 دقیقه و 00 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی

 

در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد!

کس جای درین خانه ویرانه ندارد!

دل را بکف هر که دهم باز پس آرد

کس تاب نگهداری دیوانه ندارد

در بزم جهان جز دل حسرتکش ما نیست

آن شمع که میسوزد و پروانه ندارد

گفتم مه من ازچه تو در دام نیفتی

گفتا:چه کنم دام شما دانه ندارد

در انجمن عقل فروشان ننهم پای

دیوانه سر صحبت فرزانه ندارد

تا چند کنی قصه ز اسکندر و دارا

ده روزه عمر این همه افسانه ندارد


پژمان بختیاری

 





طبقه بندی: شاعران ایران، 
برچسب ها: تصنیف، پژمان بختیاری،  

تاریخ : چهارشنبه 21 خرداد 1393 | ساعت 22 و 22 دقیقه و 27 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی

 

دلیل محکم دلشوره هایی

تو تنها مرد این اسطوره هایی

روایت ها فراوان آمدند که

تو تفسیر تمام سوره هایی

 

صفدر صالحی

 

از خال لبش همیشه دائم بنویس

از قامت او تو با علائم بنویس

بر عشق فقط شماره ی (1) بگذار

در پاورقی امام قائم بنویس

 

حجت وطن دوست

 

همه بدبختی ای دوری کِگارِ

اِ کم لطفیِ کُنگویِ نگارِ

یکین تا وکتِ آ روز پشت ابرِ

همه دنیا پُر ای گرد و غبار

یوسف قاسمی

 

 

 

 

 

 




طبقه بندی: شاعران رودان،  شعر رودان،  شاعران ایران،  شاعران هرمزگان، 
برچسب ها: رباعی انتظار، یوسف قاسمی، صفدر صالحی، حجت وطن دوست، شاعران رودان، شعر رودان، رباعی رودان،  

تعداد کل صفحات : 19 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  

  • کد موزیک
  • مهم نیوز
  • کارت شارژ همراه اول