تبلیغات
شعر و ادبیات رودان و هرمزگان

به یاد استاد محمد ابراهیم باستانی پاریزی





باز شب آمد و شد اول بیداریها

من و سودای دل و فکر گرفتاریها

شب خیالات و همه روز، تکاپوی حیات

خسته شد جان و تنم زین همه تکراریها

در میان دو عدم، این دو قدم راه چه بود؟

که کشیدیم درین مرحله بس خواریها

دلخوشی‌ها چو سرابم سوی خود بُرد، ولیک

حیف از آن کوشش و طی کردن دشواریها

نوجوانی بهوس رفت و از آن بر جا ماند

تنگی سینه و کم خوابی و بیماریها

سرگذشتی گُنه آلود و، حیاتی مغشوش

خاطراتی سیه از ضبط خطا کاریها

کور سوئی نزد آخر به حیات ابدی

شمع جانم، که فدا شد به وفاداریها



 


تاریخ ارسال : یکشنبه 31 فروردین 1393 ساعت 14 و 15 دقیقه و 29 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.