تبلیغات
شعر و ادبیات رودان و هرمزگان

عبدالحمید انصاری نسب

1

رویا ما

بردن اداره به باغ و

آوردن بلبل به اتاق بود

حالا غوکی شدم در آبگیری

که دریا را به خاطر نمی آورم

 

2

نامم درخت انصاری

عبدالحیمد پرنده نسب

من ملک بودم و

توی این ادره

وزغ شدم

 

3-

همه قصه همین

از گوری به گور دیگران فاتحه بخوانیم

خدا همه رفتگان را

بیامرزد

 

4

هی فانوس  آویخته

کلبه ی دور

دخترک چشم سیاه!

گم شده ام در باد

راه چشمانت کجاست؟

 

5-

خنج بر آسمان می افکند

و می رود

پلنگ گرسنه

در جست و جوی غزال ماه

 

 

تاریخ ارسال : سه شنبه 28 مهر 1394 ساعت 13 و 20 دقیقه و 59 ثانیه | نویسنده : خرما خنیزی

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.