تبلیغات
شعر و ادبیات رودان و هرمزگان

سیف فرغانی

ای قوم در این عزا بگریید
بر کشته کربلا بگرییید

با این دل مرده خنده تا کی؟
امروز در این عزا بگریید

فرزند رسول را بکشتند
از بهر خدای،‌ها بگریید

از خون جگر سرشک سازید
بهر دل مصطفا بگریید

وز معدن دل به اشک چون در
بر گوهر مرتضا بگریید

دل خسته ماتم حسینید
ای خسته دلان هلا بگریید

در ماتم او خمش نباشید
یا نعره زنید یا بگریید

تا روح که متصل به جسم است
از تن نشود جدا بگریید

در گریه سخن نکو نیاید
من می‌گویم شما بگریید

اشک از پی چیست؟ تا بریزید
چشم از پی چیست؟ تا بگریید

در گریه به صد زبان بنالید
در پرده به صد نوا بگریید

تا شسته شود کدورت دل
یک دم نرسد صفا بگریید

تاریخ ارسال : چهارشنبه 29 مهر 1394 ساعت 14 و 29 دقیقه و 18 ثانیه | نویسنده : شاعر رودانی

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.